شير على خان لودى
267
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
قضاست ، چه ارادهء خود را به ارادهء حق راست مىبايد ساخت و حجرهء دل را از وساوس دواعى نفس و هوا بايد پرداخت تا سكينهء الهى و طمأنينت نامتناهى در دل فرود آيد ، آنگاه حوادث برطبق ارادتش واقع شود . اين است حصر انواع فضائل ، و از تركيب بعضى با بعضى ، فضيلتهاى بىاندازه در وجود آيد كه بعضى را نامى خاص 172 و برخى را نبود . شعبهء دوم ، در بيان شرف عدالت بر ديگر فضائل - لفظ عدالت به اعتبار معنى اصل ، مشعر است به مساوات ، زيراكه دو چيز تا با يكديگر مساوى نباشند به وجهى از وجوه ، نتوان گفت كه اين چيز عديل آن است ، و مساوات ميان دو چيز موقوف است بر نوعى وحدت ، و هر موجودى كه وحدت او كاملتر بود ، شريفتر باشد . و مركّبات عنصرى كه آن را مواليد ثلثه گويند ، مادام كه به امتزاج معتدل با واحد حقيقى مناسبت پيدا نكند ، موجود نتواند شد ، و تمامى اجناس فضائل چهارگانه كه مذكور شد ، تا به نوعى اعتدال موصوف نباشد و از طرف افراط و تفريط بعيد نشود ، وجود نتواند يافت ؛ پس معلوم شد كه وجود انسان كه اشرف موجودات اين عالم است ، فضائل او موقوف بر وجود عدالت است كه اگر صفت عدالت نباشد ، نه بساط عنصرى را انتظام و ترتيب ماند و نه مواليد ثلاثه را وجود باشد و نه بدن انسان را قابليّت فيضان نفس مجرّد حاصل تواند بود و نه فضائل او متحقّق تواند شد ، تا كمال نفس ناطقه به اتمام رسد . و عادل كسى باشد كه در ميان اشياى مختلفه مساوات دهد تا اختلاف از آن خيزد ، چنانچه نظائر آن در كتب مبسوطهء حكمت مرقوم است . امّا حكيم ارسطاطاليس تقسيم عدالت بر سه قسم نمود ، يكى آنكه اقدام به آن جهت اداى عبوديّت حق تعالى باشد كه وجودش خلعت وجود بىسابقهء استحقاق در گردن هر موجود انداخت و ذرّات ممكنات را از خزانهء لطف خود به تنعّم نامتناهى نواخت ، و عدالت مقتضى آن است كه بنده در آنچه ميان او و حق باشد ، طريق افضل مسلوك دارد و قدر طاقت در رعايت رسوم عبوديّت هيچ دقيقه نامرعى نگذارد . دوم آنچه متعلّق است به مشاركت با بنى نوع ، چون تعظيم سلاطين و تكريم علما و ائمّهء دين و اداى امانات و انصاف در معاملات . سيم آنچه قيام به آن به جهت اداى حقوق اسلاف باشد ، مثل اداى ديون و تنفيذ وصاياى ايشان و امثال آن ، و حضرت مستجمع مكارم اخلاق - عليه الصّلاة من الملك الخلّاق - به حكم اوتيت جوامع الكلم در مواضع متعدّده به شريفترين عبارتى و لطيفترين اشارتى بيان جميع اقسام عدالت فرموده ، مثل التّعظيم لأمر اللّه و الشّفقة على خلق اللّه تعالى ، و اين حديث مشتمل بر اقسام عدالت است ، چه رعايت عدالت يا در جميع امور متعلّقهء به ما بين عبد و حقّ است و فقرهء اوّل اشارت به آن ، يا در امور متعلّقهء ما بين او و بنى نوع و فقرهء ثانى عبارت از آن ، و در حديث ديگر آمده : الدّين النّصيحة ، قيل لمن ؟ قال للّه و لرسوله و لعامّة المؤمنين ، و اين حديث با كلمات